محو زیبایی او
محو زیبایی او
پارت ۳۳
ویو رزا
همون راهرو
دور و ورم و نگاهی انداختم
رزا ی احمق
چرا از اول متوجه نشدی
روی همه در ها به دستگیره نقره ای هست
ولی یه در دستگیره طلایی داره
سمت دستگیره طلایی رفتم
امیدوارم این در خروجی باشه چون دیگه توان مواجه شدن با ترس هامو ندارم
دستگیره در رو گرفتم
و چشمام رو بستم
یه نفس عمیق کشیدم
و چشمام رو باز کردم
از در رد شدم
فقط سیاهی
بدنم شل شد و پخش زمین شدم
ویو ته یونگ
اینجا کجاست ؟ یه راهرو پر نور و در هایی پر از نقش رو نگار همه یه شکل
از بلندگو توضیحات ی شنیدم یعنی بین این همه در باید در خروجی رو پیدا کنم
- هه چه ساده
پشتم رو نگاه کردم یه تایمر شروع شد
دلم واسه رزا تنگ شد
یعنی الان چیکار میکنه
اه بی عقل حتما داره این بازی ساده و چرت رو انجام میده
لبخندی رو صورتم ایجاد شد
نمی دونم چرا هر وقت بهش فکر میکنم یا چشمام رو میبینم خندم میگیره
ته یونگ به نظرت الان با فرفری هاش کجاست ؟
خودتو جمع کن الان تایمر تموم میشه
به سمت یه دری رفتم
دستگیره در رو گرفتم
کاش هیچ وقت نزدیک اون در نمیشدم
که یهویی......
🎀🎀🎀
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
پارت ۳۳
ویو رزا
همون راهرو
دور و ورم و نگاهی انداختم
رزا ی احمق
چرا از اول متوجه نشدی
روی همه در ها به دستگیره نقره ای هست
ولی یه در دستگیره طلایی داره
سمت دستگیره طلایی رفتم
امیدوارم این در خروجی باشه چون دیگه توان مواجه شدن با ترس هامو ندارم
دستگیره در رو گرفتم
و چشمام رو بستم
یه نفس عمیق کشیدم
و چشمام رو باز کردم
از در رد شدم
فقط سیاهی
بدنم شل شد و پخش زمین شدم
ویو ته یونگ
اینجا کجاست ؟ یه راهرو پر نور و در هایی پر از نقش رو نگار همه یه شکل
از بلندگو توضیحات ی شنیدم یعنی بین این همه در باید در خروجی رو پیدا کنم
- هه چه ساده
پشتم رو نگاه کردم یه تایمر شروع شد
دلم واسه رزا تنگ شد
یعنی الان چیکار میکنه
اه بی عقل حتما داره این بازی ساده و چرت رو انجام میده
لبخندی رو صورتم ایجاد شد
نمی دونم چرا هر وقت بهش فکر میکنم یا چشمام رو میبینم خندم میگیره
ته یونگ به نظرت الان با فرفری هاش کجاست ؟
خودتو جمع کن الان تایمر تموم میشه
به سمت یه دری رفتم
دستگیره در رو گرفتم
کاش هیچ وقت نزدیک اون در نمیشدم
که یهویی......
🎀🎀🎀
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
- ۸۴۳
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط