اهوی من
اهوی من
پارت ۲۴
اراد:غزل چیشده دپرسی
غزل:هیچی نیست خوب میشم
اراد:نه تا نگی چیشده ک ولت نمکنم
غزل:موضوع پارسایی
اراد:پارسا؟چیشده
غزل:دارم عاشقش میشم هرچی بهش نشون میدم ک دوسش دارم ولی اون هنوز قلبش پیشه انا
اراد:خب بهش حق بده اون شیطان بود و وقتی ک عاشق انا شد چون انا فرشته بود انا مجبور شد انسان بشه وقتی هم انسان شد نمتونست پیش پارسا باشه اخه پارسا شیطان اتیش داغه یک بار از زیادی بودن هیجان پارسا حرارت بدنش زیاد شد موهایی انا رو سوزوند وقتی هم ک فهمید انا بارداره نمتونست پیشش باشه چون وقتی پیش انا بود انا نمتونست نفس بکشه و اون شب ک انا بعد به دنیا اوردن اهو مرد حتی همونجا هم نتونست زنشو بغل کن پس بهش حق بده
غزل:منم شیطانم اراد، دوسش دارم دوست دارم مامان اهو باشم و زن پارسا
(نویسنده:بچه ها اسم هارو یک جوری گذاشتم ک زیاد سخت نباشه واگرنه میخواستم اسم هایی شیطان بزارم اگه میخواین اسم هاشون تغییر بدم تو کامنت ها بهم بگید مرسی♡)
اراد:با پارسا حرف بزنم ولی میدونم تا وقتی ک اهو حقیقت نفهمه اون زن نمیگیره اوکی؟
غزل:باشه ولی کم کم داری از لفظ هایی انسان ها یاد میگیری
اراد:دوست ندارم یاد بگیرم ولی بنظرم باکلاس تره
غزل:اراد میدونی دلم برای چی تنگ شده
اراد:چی؟
غزل:دلم برای جهنم تنگ شده زنجه زدن هایی انسان اینک هروز گناهشون بخونم وخجالت زدشون کنم
اراد:میدونی من دلم برای خفاش هام تنگ شده
غزل:ولی اونا دلشون برای تو تنگ نشده
اراد:بدرک
دوتایی شروع به خندیدن کردن رفتن اتاق هاشون
(اهو)
چشمامو وا کردم دیدم یک لباس قرمز تنمه........
پارت ۲۴
اراد:غزل چیشده دپرسی
غزل:هیچی نیست خوب میشم
اراد:نه تا نگی چیشده ک ولت نمکنم
غزل:موضوع پارسایی
اراد:پارسا؟چیشده
غزل:دارم عاشقش میشم هرچی بهش نشون میدم ک دوسش دارم ولی اون هنوز قلبش پیشه انا
اراد:خب بهش حق بده اون شیطان بود و وقتی ک عاشق انا شد چون انا فرشته بود انا مجبور شد انسان بشه وقتی هم انسان شد نمتونست پیش پارسا باشه اخه پارسا شیطان اتیش داغه یک بار از زیادی بودن هیجان پارسا حرارت بدنش زیاد شد موهایی انا رو سوزوند وقتی هم ک فهمید انا بارداره نمتونست پیشش باشه چون وقتی پیش انا بود انا نمتونست نفس بکشه و اون شب ک انا بعد به دنیا اوردن اهو مرد حتی همونجا هم نتونست زنشو بغل کن پس بهش حق بده
غزل:منم شیطانم اراد، دوسش دارم دوست دارم مامان اهو باشم و زن پارسا
(نویسنده:بچه ها اسم هارو یک جوری گذاشتم ک زیاد سخت نباشه واگرنه میخواستم اسم هایی شیطان بزارم اگه میخواین اسم هاشون تغییر بدم تو کامنت ها بهم بگید مرسی♡)
اراد:با پارسا حرف بزنم ولی میدونم تا وقتی ک اهو حقیقت نفهمه اون زن نمیگیره اوکی؟
غزل:باشه ولی کم کم داری از لفظ هایی انسان ها یاد میگیری
اراد:دوست ندارم یاد بگیرم ولی بنظرم باکلاس تره
غزل:اراد میدونی دلم برای چی تنگ شده
اراد:چی؟
غزل:دلم برای جهنم تنگ شده زنجه زدن هایی انسان اینک هروز گناهشون بخونم وخجالت زدشون کنم
اراد:میدونی من دلم برای خفاش هام تنگ شده
غزل:ولی اونا دلشون برای تو تنگ نشده
اراد:بدرک
دوتایی شروع به خندیدن کردن رفتن اتاق هاشون
(اهو)
چشمامو وا کردم دیدم یک لباس قرمز تنمه........
- ۴.۶k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط