شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد
دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد
نگاهی شیشه ای دارم، به سنگ مردمک هایت
الفبای دلت معنای «نشکن»! را نمی فهمد
هزاران بار دیگر هم بگویی «دوستت دارم»
کسی معنای این حرف مبرهن را نمی فهمد
من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دلهاشان
محبت مانده شمشیری که گردن را نمی فهمد
چراغ چشمهایت را برایم پست کن دیگر
نگاهم فرق شب با روز روشن را نمی فهمد

دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می گویم
فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی فهمد
برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم
کسی من را نمی فهمد، کسی من را نمی فهمد
دیدگاه ها (۱)

تـنـهـایـی یـعـنـی . . .عـاشـقـشـی . . .ولـی حـق نـداری بـهـ...

برو...لیاقت می خواهد واژه " ما " شدنلیاقت می خواهد "شریک " ش...

گاهی صبح ها دلت نمی خواد بیدار بشی ؛ همیشه نشونه ی تنبلی نیس...

دفترم خیس و سایه هایت نیست شک ندارم که شعر بی تو گریست حس و ...

پروانه جان

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمددلم فرق رفیق و فرق دشمن ر...

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمددلم فرق رفیق و فرق دشمن ر...

شُبًیهّ قُطِرهّ بًآرآنِی کهّ آهّنِ رآ نِمًی فُهّمًدٍدٍلَمً ف...

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمددلم فرق رفیق و فرق دشمن ر...

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمددلم فرق «رفیق» و فرق «دشم...

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمددلم فرق رفیق و فرق دشمن ر...

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمددلم فرق رفیق و فرق دشمن ر...

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد دلم فرق رفیق و فرق دشمن ...

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی‌فهمددلم فرق رفیق و فرق دشمن ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط