که دیدم اجوما داره صبحونه رو میچینه تا منو دید اومد سمتم

که دیدم اجوما داره صبحونه رو میچینه تا منو دید اومد سمتم
اجوما:عا دخترم اومدی بی زحمت میری میسو رو صدا کنی ارباب هم تو اتاق کارش هست
ا.ت:باشه اجوما(لبخند)
رفتم بالا و به سمت اتاق خودم رفتم و لباسم رو عوض کردم(عکسش رو میزارم)بعد رفتم اتاق میسو تا بیدارش کنم
ا.ت:خانم کوچولو...میسو
میسو:هوممم
ا.ت:پاشو بریم صبحونه بخوریم
میسو:باشه
میسو پاشد و رفت دستشویی بعد پنج مین اومد بیرون و رفت سمت میزش تا موهاش رو شونه بزنه که شونه رو ازش گرفتم و خودم براش شونه زدم خیلی حس خوبی داشت
ا.ت:تموم شد
میسو:مرسی(خوشحال)
ا.ت:خواهش میکنم بیا بریم(خنده)
رفتیم بیرون که دم پله ها وایسادیم
ا.ت:خانم کوچولو تو برو پایین من برم بابات رو صدا کنم
میسو:باشه
میسو رفت پایین و...
دیدگاه ها (۰)

و منم رفتم که جین رو صدا کنم رفتم تو اتاق کارش که دیدم نیست ...

لباس ا.ت👆بچه ها یادم رفت لباس ا.ت رو تو فیک جین بزارم😐

که منو حول داد اون ور و رفت بیرون بیشور بی ادب ایشششش بیخیال...

رائون:اوهوما.ت:بیا دیگه بریم پیش بقیهرائون:بریمبا هم رفتیم پ...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط