به کوچه آمد...

به کوچه آمد...

بار اول...به او حرف هایی میزدند...او تحمل کرد...

بار دوم ....به او ناسزا میگفتند....او تحمل کرد...

بار سوم...بعضی ها اورا کتک زدند....

او باز هم تحمل کرد و چیزی نگفت...

از فردای آنروز همه فقط به او نگاه میکردند...

او هم توجهی نمیکرد...

کم کم تعدادشان زیاد شد....

دیدید او کتک خورد ،ناسزا شنید...ولی تحمل کرد چون

هدف داشت و هدفش خراب کردن جامعه اسلامی بود 

که خیلی خوب هم موفق شد...

حالا ما....حاضر نیستیم...

برای خدا هیچ کاری بکنیم......درست است؟؟...

پس چرا ادعای مسلمانی داریم...کمی فکر کنید....
دیدگاه ها (۱)

وقتی یک زن خودشو به نمایش میذاره...در اصل خودشو کوچیککرده......

پرنسس های چادریೋღ❤ ღೋ وقتی نمی تونی با هرکسی دست بدی یاباهر...

حجابت را محکم نگه دار...فرقی نمی کند چادری باشی یا نباشی ، م...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

پارت ۲۴N:"کدوم گوری منو میبری؟ اشغال بذار برگردم تا نکشتمت."...

پارت ۸از ان روز، جرقه ای خورد. کم کم شروع شد و بعد اتش بینشا...

پارت ۲۱ایتاچی رفت مدرسه، ولی بدون شیسویی واقعا غیرقابل تحمل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط