اش ممنوعه نبود

ڪاش ممنوعه نبودے ...
آن وقت
آنقدر سیر در آغوش میڪشیدمت
ڪه یادم برود دوری
ڪه یادم برود نیستے ...
#تُ نمیدانے
اما فاصله میتواند
از هر مخدرے ڪشنده تر باشد ...!
دیدگاه ها (۸)

‏‌‎حکایت ما شدن من و تو،‏‌‎حکایت شب است و روز،‏‌‎دو محالِ وا...

همیشه فکر می‌کردم چرا یک نفر پیدا نمی‌شه کاری برای من بکنه؟ب...

براى عشق‌هاى تمام شدهتنها یک‌چیز مى‌توان گفت‏و آن اینکه:"به ...

آه ...!چه آرام و پُر غرور گذر داشتزندگی منچو جویبار غریبیدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط