ویو ات:

ویو ات:

که یهو بغضم ترکید
تهیونگ ترسید سریع زد بغل
- چیشده(عصبی و ترسیده)
+ من نمی‌دونم ولی اگه.... اگه
- امشب میفهمیم
منم دیگه حرفی نزدم
رسیدیم امارتش
سریع منو برد توی یه اتاق
+ تهیونگ (بغضی )
- هوم
+‌چرا با من اینجوری میکنی( گریه آروم)
- بهت گفتم اون لباس رو نپوش(عصبی)
+ هق هق ببخشید هق من هق معذرت می‌خوام( گریه شدید)
اومد سمتم و بغلم کرد
+ تهیونگ یه چیز بگم
-اوهوم
+نمیشه بزاری فردا آخه خیلی درد دارم و اینکه هق هق پریودم( گریه)
- حروم زاده ها..... اوکی
که یکدفعه زنگ در خورد
یادم اومد به جونگ کوک گفته بودیم امشب بیاد تا باهم بیدار بمونیم و فیلم ببینیم
چون قرار نبود خیلی بار بمونیم
+ الان چه غلطی کنیم
- من میرم پیشش توهم خودت رو جمع و جور کن بیا
و کوتاه لبم رو بوسید
خیلی خوشحال شدم
پرش زمانی به بعد کاراش
از پله ها داشتم میومدم پایین که یک دفعه زیر دلم تیر کشید
هم پریود بودم هم
,‌ چیشده؟
+ ام چیزی نیست
,‌ یعنی چی که چیزی نیست
و بعد کلی بالا پایین کردم بزور بهش‌گفتیم
, جونگ کوک از عصبانیت مشت میزد به دیوار و تهیونگ سعی میکرد بگیرتش
یکدفعه برگشت سمتم و گفت
, لباست باز بود؟
دستپاچه شدم نمی‌دونستم چی بگم که تهیونگ گفت
- نه لباسش خوب بود
یک ساعت گذشت و بزور جونگ کوک رو آروم کردم البته تهیونگم دست کمی از جونگ کوک نداشت
بلند شدم زیر دلم تیر میکشید ولی توجه نکردم خیلی درد داشتم ولی بزور بلند شدم که هردو اومدن سمتم
تا خواستن حرفی بزنن
دیدگاه ها (۲)

ویو ات:+گفتم ددیکه یهو محکم لباش رو کوبوند رو لبم منم همکاری...

خوش به حالت که من رو داری خر عزیزم❤️

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط