می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود


آنگاه بی‌مضایقه‌ تر نعره می‌کشم

تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود


آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم

تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود


تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست

«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»


آرامشم همیشه مرا رنج داده‌ است

شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟


مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد

کاشا که عشق مختصری نیشتر شود!



# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد تا باد ز دنیای شما قسمتم این ...

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان خوبم

یک اشتباه و یک دهه در خود فرو شدنبا نیش خند آینه ها روبرو شد...

با غروب این دل گرفته مرامی رساند به دامن دریامی روم گوش می د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط