رمان نخ سرخ عشق ...

رمان نخ سرخ عشق part 10

کارلوس: پوز خند میزنه ماله توعه ؟اون از اولم ماله من بود
آدرین : در جواب میخنده تو میدونی با کی در افتادی ؟
من رئیس گروه ای جی هستم (اسمه یه گروه مافیایی) میدونی عاقبتت به چی دچار میشه ؟
کارلوس : خوبه چون منم پسره دوک ارکاس بزرگ هستم ( اونم یه رئیس مافیاس) همونی که به دسته پدرت کشته شد واسه انتقام اومده بودم ولی حالا هدفم عوض شد اول باید این دختر رو بدزدم و لبخندی میزنه
مایا : پرگاش ریخته ... چی ؟ منو ؟
ویو مایا : چه اشتباهی کردم اینا رو به جونه هم انداختم احتمالا برای خودم گرون تموم شه '-'
آدرین به افرادش دستور میده که کارلوس رو بگیرن
کارلوس پوز خند میزنه و با تفنگ به تک تکشون شلیک میکنه
مایا گوشاشو میگیره چون از صدا های بلند می ترسه
کارلوس متوجه میشه ...
مایا رو به سینش فشار میده تا صدا هارو نشنوه
سوار ماشینش میکنه
آدرین و افرادش میوفتن دنبالشون
مایا : الان توو منو دزدیدیییی ؟
کارلوس : میخنده .چیه فکرشو نمیکردی نه ؟ نزدیک مایا که روی صندلی شاگرد ماشین هست میشه و میگه گفتم که بهم نزدیک نشی ( این نزدیک شدنه برای این بود که کمربنده مایا رو ببنده ^^)
کارلوس تماس میگیره
(در حال تماس )
_بله قربان ؟
همین الان دو تا ماشین از افراد رو بفرست
و اپارتمان رو راستو ریست کن و راستی چند تا وسیله برای یه خانومی تهیه کن (‌ یه نگاه با لبخنده شیطانی به مایا ) مثله لباسو اینا سرش رو میچرخونه راستی واسه لباس زیر سایزت چند بود ؟
مایا : خفشو کارلوس
کارلوس : میخنده ... فک کنم سایزه ۹۰ تا جایی که میدونم ولی تو از همه ی سایزا بگیر
_بله قربان حتما
کارلوس : لبخنده رضایت
مایا : کارلوسه عوضی
کارلوس سرش رو از پنجره ماشین بیرون میکنه و به ماشین افراد آدرین شلیک میکنه
ادامه دارد .....
(خب الان مایا بین دو تا رئیس مافیا و دشمنای خونی هم گیره 😔✨️)
دیدگاه ها (۱۴)

رمان نخ سرخ عشق        part 9کارلوس بعده دیدنه مایا ^^ صدرصد...

رمان نخ سرخ عشق            part8کارلوس: نکنه میخوای پا پس بک...

رمان نخ سرخ عشق             part 3کارلوس: بله خونم کوچیکه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط