رژ لبــِ روی تهــ سیگارمـ را کــ می بینمـ،

رژ لبــِ روی تهــ سیگارمـ را کــ می بینمـ،

بــ یاد اشکــ هایمــ رویــ گیتار می افتمــ و نا خودآگاه بــ رابطهــ یـــ ایندو فکر می کنمـ...

فکر می کنمــ و همیشه نتیجه اینستــ کـ سیگار را باید کشید تا مـُـــرد...
دیدگاه ها (۵)

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

داستان عاشقانه جدید

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

اعتیاد من بهت.

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط