گل من اخم نکن اخم
گل من اخم نکن، اخم
تـو پایان من است
غم تـو خاتمه ی چشمه ی
باران من است
اوج دلتنگی من لحظهٔ
بی هم نفسی ست
چشمهٔ عشقِ توچون
شمعِ فروزانِ من است
گذرت نیست به این
کوچه نمی دانم من
که چرا هجرِ تـو مجموعهٔ
زندانِ من است
غـمِ دل خـوردن و از
اشک حکایت کردن
سرنـوشتِ من و بارانِ
زمستانِ من است
تـو پایان من است
غم تـو خاتمه ی چشمه ی
باران من است
اوج دلتنگی من لحظهٔ
بی هم نفسی ست
چشمهٔ عشقِ توچون
شمعِ فروزانِ من است
گذرت نیست به این
کوچه نمی دانم من
که چرا هجرِ تـو مجموعهٔ
زندانِ من است
غـمِ دل خـوردن و از
اشک حکایت کردن
سرنـوشتِ من و بارانِ
زمستانِ من است
- ۵۴۸
- ۰۴ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط