دیدی، آن را که تو خواندی به جهان یارترین

دیدی، آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش، سرشارترین

آن که می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلازارترین شد ! چه دلازارترین؟
دیدگاه ها (۱)

💔 ✨ چہ بناے عجیبے است 💔 ✨ این دل💔 ✨ بار سنگین این همہ درد را...

بندی را که پاره شد میشود گره زدولی همیشه یک گره باقی می ماند...

"زندگی"جیره مختصری است مثل یک فنجان چایو ڪنارش عشق است مثل ...

در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان مهرت گروگا...

شخصیت های داستانم

اگر دیدی جهان. روی خوش از رویت نداشتبدان این ،آن تو نیستی که...

باز مرغ غزلم میل پریدن داردتا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط