پرنده لبه پنجره نشسته بود می خواست شعر و ترانه و دلدادگی

پرنده لبه پنجره نشسته بود می خواست شعر و ترانه و دلدادگی سر بدهد؛ اما از گلوی مردمِ شهر، گلوله و سیاست شلیک می شد.

پرنده زورش به این همه نفرت نمی رسید:))
دیدگاه ها (۳)

نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پ...

فالوشه^.^ @anonymoussمرصیتونم:)

من از ملاقات خویش بود که خوشوقت شدم؛و پس آنگاه هیچکس را یارا...

+ میون همه دروغ‌هاش، یک حرف قشنگ زد_چی؟+ همیشه می‌گفت عکس ها...

تقدیم به زندگیم:❤🌹چندی ترانه می شوم و دم نمی زنمحرف از وجود ...

به آنهایی که حق مردم رو می خورند:بهشت از دست آدم رفت از اون ...

اونایی که حق مردم رو میخورید یک روزی بد جوری پس میدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط