دیگرنه شعرمےخوانمــ؛
دیگرنه شعرمےخوانمــ؛
نه ترانه گوش میدهمــ؛
نه حرفهایمان راتکرامےکنمــ؛
دلم وقتےبرایت تنگ مےشود:
مےنشینمــ...
اسمت رامےنویسم...
مےنویسمــ...
مےنویسمــ...
بعدمےگویم.....
عاخه دختر دیونه:این همه"او"
پس دلتنگےچرا؟
دلم تابرایت تنگ مےشود...
میم مالکیت رابه آخراسمت
اضافه مےکنم..
ودوباره ازباز:
عاشقت مےشومــ...
نه ترانه گوش میدهمــ؛
نه حرفهایمان راتکرامےکنمــ؛
دلم وقتےبرایت تنگ مےشود:
مےنشینمــ...
اسمت رامےنویسم...
مےنویسمــ...
مےنویسمــ...
بعدمےگویم.....
عاخه دختر دیونه:این همه"او"
پس دلتنگےچرا؟
دلم تابرایت تنگ مےشود...
میم مالکیت رابه آخراسمت
اضافه مےکنم..
ودوباره ازباز:
عاشقت مےشومــ...
- ۳۳۰
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط