رمان پارت عشق مخفیانه جونگ کوک
رمان پارت ۲ عشق مخفیانه جونگ کوک
زدی زیر گریه که راننده شروع کرد حرکت کردن
که کم کم گریت محو شد و آروم شدی و خوابیدی
صبح که بلند شدی دیدی توی تخت نرم و گرم هستی
فمر کردی خواب بود و تو همیشه گوشیت رو زیر بالشتت می زاشتی دستت رو کردی زیر بالشتت و دیدی
گوشیت نیست رفتی و دیدی کلا تو توی خونه ی خودت
نیستی بل که خونه جونگ کوک هستی رفتی و جیغ و داد کردی که شوگا گفت:چتهههه ساعت رو دیدی؟
چته تو وحشی برو سرویس بهداشتی بعد بیا صبحانه بخور نشستی و شروع کردی گریه کردن وخیلی کیوت دراز کشیدی و دست و پا می زدی جونگ کوک با صدای تو از خواب بیدار شد و اومد بالا سرت و لباست رو گرفت و بلندت کرد و راهنماییت کرد سمت سرویس بهداشتی بعد رفتی داخل سرویس مسواک برات آماده کرده بودن حوله و........
بعد اومدی بیرون رفتی تو اتاقت که یکم میکاپ کنی و لباست رو عوض کنی در کمد رو باز کردی و دیدی ........
ادامه پارت بعد
زدی زیر گریه که راننده شروع کرد حرکت کردن
که کم کم گریت محو شد و آروم شدی و خوابیدی
صبح که بلند شدی دیدی توی تخت نرم و گرم هستی
فمر کردی خواب بود و تو همیشه گوشیت رو زیر بالشتت می زاشتی دستت رو کردی زیر بالشتت و دیدی
گوشیت نیست رفتی و دیدی کلا تو توی خونه ی خودت
نیستی بل که خونه جونگ کوک هستی رفتی و جیغ و داد کردی که شوگا گفت:چتهههه ساعت رو دیدی؟
چته تو وحشی برو سرویس بهداشتی بعد بیا صبحانه بخور نشستی و شروع کردی گریه کردن وخیلی کیوت دراز کشیدی و دست و پا می زدی جونگ کوک با صدای تو از خواب بیدار شد و اومد بالا سرت و لباست رو گرفت و بلندت کرد و راهنماییت کرد سمت سرویس بهداشتی بعد رفتی داخل سرویس مسواک برات آماده کرده بودن حوله و........
بعد اومدی بیرون رفتی تو اتاقت که یکم میکاپ کنی و لباست رو عوض کنی در کمد رو باز کردی و دیدی ........
ادامه پارت بعد
- ۲۹۸
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط