ما باز بلد نبودم ما رو ناخواسته آوردنمون تو باز

ما بازي بلد نبوديم ما رو ناخواسته آوردنمون تو بازي
گفتن نزني ، ميخوري
ديديم طاقت خوردنشُ داريم اما دلشو نداريم بزنيم!!!
دیدگاه ها (۷)

« سفر تو كردي و من در وطن غريب شدم »

در قفس خيال تو تكيه زنم به انتظار تا ك تو بشكني قفس پر بكشم ...

دو اسلاید... عاشقِ واقعی فقط «دوستت دارم» گفتن بلد نیست!امنی...

تکپارتی نیکی درخواستی ازدواج اجباری ـــــــــــ ویو ا/ت ــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط