خسته​‌ام

خسته​‌ام
مثل کوچه​‌ای بن​‌بست
که در سرگردانی شهر
گم شده است
مثل اتفاقی
که بین افتادن و نیفتادن
گیر کرده است!

به بی​قراری چشم​‌های نیمه​ بازت سوگند
چپ و راست این بازی را گم کرده​‌ام!
نه هستی که بودنت را باور کنم
نه نیستی که نبودنت را!

بیا و بگو
سایه​‌ات دنبال کدام خورشید می‌گردد
که چنین دور می‌شوی؟

دنبال معجزه نگرد
کلاغ این قصه هم
به خانه
نخواهد رسید...
دیدگاه ها (۲)

خدایا ....

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻧﯽ.... ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺩﻟـــــــــــــــــ...

اگر زنی را برای همیشه رها کنیتا مدت ها بسیار غمگین استاما اگ...

چه غم انگیز است بارسختی رابه تنهایی به دوش کشیدن و رنج ها را...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت اول: تلاقی نور و ص...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

بلینگام و گولر با هم در ترکیب اصلی رئال برابر اسپانیول قرار ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط