سناریو درخواستی بی تی اس
سناریو درخواستی بی تی اس
وقتی توی دعوا مشکلات خانوادگی و اتفاق های بد بچگیمون و نوجونیمون رو میکشن وسط
هیونگ لاین
*چون خیلی طولانی بود دوپارتش کردم و فردا مکنه لاین رو آپ میکنم چون الان خیلی حوصله تایپ کردن ندارم*
نامجون
ساکت میشه و میره توی اتاق بعد از اینکه اعصبانیتش خاموش شد میاد از پشت بغلت میکنه
نامی:ببخشید ات کمپانی خیلی بهم فشار آورده بود
ات:کمپانی به تو فشار آورده باید پای بدبختی های من رو وسط بکشی
نامی:نه ات تقصیر تو نیست من خسته بودم عصبانی بودم نمیفهمیدم چی میگم
ات:اشکال نداره
نامی:میشه دوباره ملکه ی این پادشاه خسته و اعصبانی بشی؟
ات:من همیشه ملکه ی آقای کیم نامجون بودم و میمونم حتی اگه دعوامون بشه
جین
میره توی آشپرخونه و سفت مشتش رو میکوبه روی اپن بعد از ۱۵ مین برای اینکه از دلت دربیاره چون دوست نداره ناراحتی تو رو ببینه با خنده میاد پیشت
جین:قهری خانم کوچولو؟
ات روشو میکنه اونور
جین:پس قهری...ببخشیدا موندم چطوری دلت اومده با من هندسام قهر کنی
ات:ببخشیدا شما فقط به فکر صورتت،عرض شونه هات و کلا خودتی اصلا هم به احساسات من اهمیت نمیدی
جین لبخندش محو میشه و سرش رو میندازه پایین
جین:ببخشید دست خودم نبود نفهمیدم چی میگم
ات:از این به بعد بفهم
جین:چشم فقط تو قهر نکن
شوگا
یه لیوان آب برمیداره و میره توی اتاق کارش بعد از خوردن آب سعی میکنه روی آهنگ جدیدش کار کنه ولی نمیتونه و فقط به دعواتون فکر میکنه واسه همین لیوان رو میگیره دستش و اینقدر فشارش میده که توی دستش میترکه*برادر درسته عصبی ای ولی آرامممممم*با صدای شکستن میری سرک میکشی ببینی چی شده که با دست خونی یونگی مواجه میشی سریع میری جعبه ی کمک های اولیه رو برمیداری و میری توی اتاق وقتی داری دستش رو پانسمان میکنی یونگی با اون دستش موهات رو نوازش میکنه
یونگی:ببخشید گربه کوچولوی من
ات یه پوزخند صدا دار میزنه و آروم میگه:گربه کوچولو
یونگی چونه ی ات رو میگیره و سرش رو نزدیک میکنه
ات:چته؟هیم؟بگو چته
شوگا:راجب حرف هام واقعا فهمیده حرف نزدم قبول دارم ببخشید
ات چون میدونه که عذر خواهی آقای مین از ته قلبشه میخنده و روی پاهای یونگی میشینه و بغلش میکه
یونگی:الان آشتی؟
ات:معلومه
جیهوپ
همون لحضه تا میفهمه چی گفته ات رو بغل میکنه و میگه
جیهوپ اشک تو چشماش جمع شده و با هق هق میگه:تروخدا ببخشید ات جان من ببخشید از دهنم در رفت به جون خودم قسم نمیخواستم اینو بگم*میبینید چقدر پسر گلی عه همون لحضه عذر خواهی میکنه*
ات از شدت کیوت بودن آقای جانگ هوسوک میخنده و اون هم جیهوپ رو بقل میکنه
=================================
خب فردا مکنه لاین رو آپ میکنم تا اینجا نظر بدید خوب شده؟
وقتی توی دعوا مشکلات خانوادگی و اتفاق های بد بچگیمون و نوجونیمون رو میکشن وسط
هیونگ لاین
*چون خیلی طولانی بود دوپارتش کردم و فردا مکنه لاین رو آپ میکنم چون الان خیلی حوصله تایپ کردن ندارم*
نامجون
ساکت میشه و میره توی اتاق بعد از اینکه اعصبانیتش خاموش شد میاد از پشت بغلت میکنه
نامی:ببخشید ات کمپانی خیلی بهم فشار آورده بود
ات:کمپانی به تو فشار آورده باید پای بدبختی های من رو وسط بکشی
نامی:نه ات تقصیر تو نیست من خسته بودم عصبانی بودم نمیفهمیدم چی میگم
ات:اشکال نداره
نامی:میشه دوباره ملکه ی این پادشاه خسته و اعصبانی بشی؟
ات:من همیشه ملکه ی آقای کیم نامجون بودم و میمونم حتی اگه دعوامون بشه
جین
میره توی آشپرخونه و سفت مشتش رو میکوبه روی اپن بعد از ۱۵ مین برای اینکه از دلت دربیاره چون دوست نداره ناراحتی تو رو ببینه با خنده میاد پیشت
جین:قهری خانم کوچولو؟
ات روشو میکنه اونور
جین:پس قهری...ببخشیدا موندم چطوری دلت اومده با من هندسام قهر کنی
ات:ببخشیدا شما فقط به فکر صورتت،عرض شونه هات و کلا خودتی اصلا هم به احساسات من اهمیت نمیدی
جین لبخندش محو میشه و سرش رو میندازه پایین
جین:ببخشید دست خودم نبود نفهمیدم چی میگم
ات:از این به بعد بفهم
جین:چشم فقط تو قهر نکن
شوگا
یه لیوان آب برمیداره و میره توی اتاق کارش بعد از خوردن آب سعی میکنه روی آهنگ جدیدش کار کنه ولی نمیتونه و فقط به دعواتون فکر میکنه واسه همین لیوان رو میگیره دستش و اینقدر فشارش میده که توی دستش میترکه*برادر درسته عصبی ای ولی آرامممممم*با صدای شکستن میری سرک میکشی ببینی چی شده که با دست خونی یونگی مواجه میشی سریع میری جعبه ی کمک های اولیه رو برمیداری و میری توی اتاق وقتی داری دستش رو پانسمان میکنی یونگی با اون دستش موهات رو نوازش میکنه
یونگی:ببخشید گربه کوچولوی من
ات یه پوزخند صدا دار میزنه و آروم میگه:گربه کوچولو
یونگی چونه ی ات رو میگیره و سرش رو نزدیک میکنه
ات:چته؟هیم؟بگو چته
شوگا:راجب حرف هام واقعا فهمیده حرف نزدم قبول دارم ببخشید
ات چون میدونه که عذر خواهی آقای مین از ته قلبشه میخنده و روی پاهای یونگی میشینه و بغلش میکه
یونگی:الان آشتی؟
ات:معلومه
جیهوپ
همون لحضه تا میفهمه چی گفته ات رو بغل میکنه و میگه
جیهوپ اشک تو چشماش جمع شده و با هق هق میگه:تروخدا ببخشید ات جان من ببخشید از دهنم در رفت به جون خودم قسم نمیخواستم اینو بگم*میبینید چقدر پسر گلی عه همون لحضه عذر خواهی میکنه*
ات از شدت کیوت بودن آقای جانگ هوسوک میخنده و اون هم جیهوپ رو بقل میکنه
=================================
خب فردا مکنه لاین رو آپ میکنم تا اینجا نظر بدید خوب شده؟
- ۱.۳k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط