part

part 26🍋‍🟩







-هانیل

&جانم

-چرا بهم نگفتی؟

&خوب من گفتم که

-نه راستشو بگو

&من....من ازتون میترسیدم

-چرا

&بابا

-لطفا سوالمو جواب بده

& میترسیدم اگه به شما بگم عصبی بشین یا دعوام کنید

-دختر قشنگم آخه من چرا باید اینکارو انجام بدم

&«...»

-هانیل من یعنی اینقدر ترسناکم؟

&نه من منظورم این نبود

-هانیل این یه اتفاق عادی و طبیعیه که برای همه میفته و من برای یه همچین چیزی عصبی نمیشم و برای اتفاقی که توی بدنت افتاده و داری درد میکشی و سیستم بدنیت ریخته بهم دعوات نمیکنم

& آره حق با شماست من خیلی فکر احمقانه ای کردم باید بهتون میگفتم

-راجب خودت اینطوری حرف نزن لطفا

&بابا شما ناراحت شدین که بهتون نگفتم؟

-هانیل اینقدر به فکر ناراحت شدن این و اون نباش کاری رو بکن که برای خودت خوبه و حال خودت رو بهتر میکنه،تنها خواهش من ازت اینه

&چشم سعیمو میکنم

-هانیل

&بله

-تو چیزی در این مورد میدونی؟

& آره از توی اینترنت یه چیزایی خوندم

-میدونی که قراره توی این یه هفته یه تغییراتی توی اعصابت ایجاد بشه؟

&نه نمیدونستم من فقط شرایط جسمی رو خوندم



نامجون نزدیک تر میشه به هانیل و کنارش میشینه و دستشو دور شونش حلقه میکنه




-خوب بیین چونکه بدنت داره توی این یه هفته یه جورایی پاکسازی میشه توی هرمون هات و سیستم عصبیت یه تعییراتی پیش میاد که باعث میشه از لحاظ روحی ضعیف بشی و کم طاقت تر بشی

&واقعا؟

-اره عزیزم

&امیدوارم زیاد اذیتتون نکنم

-عه این چه حرفیه هانیل جان تو هر کاریم بکنی من اذیت نمیشم

&ممنونم

-اینقدر تشکر نکن یکم چشماتو ببند

&نه نمیتونم بخوابم

-میخوای آرام بخش بدم خوابت ببره؟

& آره

-باشه تو اتاقت داری؟

&اوم تو این کشو هستش

-اره پیداش کردم بیا

&مرسی{میخوره}

-میخوای بیای بغلم راحت تر بخوابی

&میشه؟

-اره چرا نشه بیا


هانیل خودشو میکشونه تو بغل نامجون، نامجون هم بازو هاشو دور بدنش حلقه میکنه و چونشو میزاره روی موهاش



&چه حس خوبیه

-چی؟

&بغلتون

-اگه بخوای از این به بعد بیشتر انجامش میدم

& می‌خوام...یعنی همیشه میخواستم




نامجون بعد از این حرف احساس میکنه یه چیزی توی گلوش گیر کرده، یه حس بین پشیمونی و عذاب وجدان اما مخفیش می‌کنه




-بخواب

&«چشماشو میبنده و سعی میکنه بخوابه»







ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۱)

P25🍋‍🟩-هانیل؟&بله-میخوای یه چیزی بهم بگی درسته؟& شما....شما ...

P24🍋‍🟩&خیلی خوب باشهجونگکوک به هانیل کمک کرد و رفتن پایین-عه...

P12🍋‍🟩هانیل:کم کم داشت خوابم میبرد که دوباره موج شدیدی از در...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط