من آن درخت زمستانی ، بر آستان بهارانم

من آن درخت زمستانی ، بر آستان بهارانم
که جز به طعنه نمی خندد، شکوفه بر تن عریانم
زنوشخند سحرگاهان ،خبر چگونه توانم داشت
منی که در شب
بی پایان،گواه گریه بارانم
شکوه سبز بهاران را،برین کرانه نخواهم دید
که رنگ زرد خزان دارد،همیشه خاطر ویرانم...
کجاست باد سحرگاهان ، که در صفای پس از باران
کند به یاد تو ، ای ایران! به بوی خاک تو مهمانم
دیدگاه ها (۳)

🦋🦋 شکوهِ سبز بهاران را،بَرین کرانه نخواهم دیدکه رنگِ زرد خزا...

من آن درخت زمستانی ،بر آستان بهارانم که جز به طعنه نمی خندد ...

معروف آقایی

معصومعلی مسکینی

منوچهر نیستانی

کارخانه متوهم سازی اینستاگرام با مغز مردم ما چه می کند؟

بی اعتنایی در رانندگی . زیر نویس را بخونید لطفا .

#تکست_کده

نباید امپراطوری ایرانو بیدار کنید!

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط