اسکارلت ،

اسکارلت ،
من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته، همان است که اول داشته ام.
آنچه که شکست، شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود، حفظ کنم تا اینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم.

#مارگارت_میچل
#بر_باد_رفته
دیدگاه ها (۴)

آدم هایی هستند که در زندگی آنچنان مشغول خودشان اند که فرصت ب...

وقتی که داشتم برگه های طلاق رو امضا می کردم برگشتم بهش گفتم:...

دمه همه آرزوهایی که تو خواب برآورده شد...گرم.... :)

من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمیدهند را تهیه کرده ام...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

ستاره‌ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۳🌌ایدا برای یک لحظه مکث ک...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۶: خبرآشپزخانه هنوز شلوغ بود.خدمتکارها ظر...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ³شب...ساعت از دو بامداد گذشته بود. س...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

My lovely neighbor part : 46

اسکارلت ، من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط