بانو سیمین بهبهانی

بانو سیمین بهبهانی

شب چون هوای بوسه و آغوش می کنی
دزدانه جام یاد مرا نوش می کنی

عریان ز راه می رسم و پیکر مرا
پنهان به بوسه های گنه جوش می کنی

شرمنده پیش سایه یِ پروانه می شوم
زان شمع شب فروز که خاموش می کنی

ای مستِ بوسه یِ دو لبم، در کنار من
بهتر ز بوسه هست و فراموش می کنی

مَشکن مرا چو جام که بی من شب فراق
چون کوزه دست خویش در آغوش می کنی

سیمین تو ساقی سخنی وز شراب شعر
یک جرعه در پیاله هر گوش می کنی
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁰مین‌هیوک با همون لبخندِ گرم و چال‌گون...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

.امشب به قصه ی دلِ من گوش می کنیفردا مرا چو قِصه فراموش می ک...

امشب به قصه ی دل من گوش می کنیفردا مرا چو قصه فراموش می کنیا...

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی فردا ...

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی                        فردا م...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط