همه مگوند

همـــــــــــه ميگويند:
جريــــــان چه بود که او رفــــت؟!!
آهاي جماعت
جريان ايـــن بود:
او بريــــــد..!!
و مــــن نتوانستم بـــدوزم......!!
همه ي قصه همين بود
دیدگاه ها (۰)

دیگر منتظر کسی نیستم؛هر که آمدستاره از رویاهایم دزدیدهر که آ...

چقدر سخــت است همرنــگ جماعـــت شــدنوقتی که جماعت خودش هـــ...

‌مدتى هستبه دلسوزىِ خود مشغولمکه دلمبندِ نفس هاى كسى هست،كه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط