‍ #خاطره🌸

‍ #خاطره🌸
#مادر_شهید🌷
اا
سه روز مونده بود به آخرین اعزامش؛ بهش گفتم لااقل این چند شب رو راحت بخواب؛پس تو کی میخوای یکم برای خودت وقت بذاری و بخوابی، اونجا هم که بهت میگن "عقاب شب" از بس شبها بیداری و هوشیار؛ آنقدر نرو قم و جمکران و هیات و گشت و ... یکم استراحت کن بدنت کم نیاره...
گفت چشم و رفت.
چندساعت بعد با این پستش جوابمو داد
👇 👇
.

تضرع اربابمان حسین کنار بدن علی اکبرش👇
" لقد استرحت من هم الدنیا و غمها و بقی ابوک (و امک) فردا و وحیدا"

پسرم، از غم و اندوه دنیا راحت‌شدی ولی پدرت غریب و تنها باقی ماند

#مدافع_حرم
#شهید_حسین‌_معز_غلامی
#ذاکر_الحسین
#عقاب_شب
دیدگاه ها (۱)

‍ #خاطره🌸 #مادر_شهید🌷 ااسه روز مونده بود به آخرین اعزامش؛ به...

در کربلا چه گذشت ..دور علی اکبر حلقه کرده بودند..دیگر صدایی ...

#ذکر_روز_یکشنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شه...

هواللهم، اجعلني أتذوق باستمرار لذة المناجاة الحميمة، والصحبة...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ ◉━━━━━━─────── 🎧 زندگی ما باید...

🍃 فروتنی و مشورت#سبک_زندگی#شهید‌مدافع‌حرم‌ابراهیم‌عشریه•┈┈••...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط