در آنسوی دنیا ,ﺩﻭﺭ,دور بودی

در آنسوی دنیا ,ﺩﻭﺭ,دور بودی
مثل تمام آرزوها و ریل ها
در مه زنگ زده بودند
هیچ قطاری حاضر نبود مرا به تو برساند،

ﺩﻳﮕﺮ ﻓﻘﻄ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ اﻡو ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎﻳﻢ,


در ادامه خواب های من هرگز
خورشیدی طلوع نکرد. hz
دیدگاه ها (۱۰)

روزهایم را زنی برده است جایی دورپیچیده دور گیسوانشآویخته بر ...

اﻣﺸﺐ اﮔﺮ اﺷﻜﻲ ﻧﺮﻳﺰﻡﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻧﻤﻴﻤﻮﻧﻢ, h®

روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست...#حافظ

تمام شهر را پرسه زدم. عطرت در سرم نشسته یا تو از این خیابانه...

پارت ۳ راز ستارۀ درخشان

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن )پارت دهم : مرکز خرید، اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط