دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم ر

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ببوسم، اما اجازه نمیدهند...! یکی گفت: خواهرش است، مگر چه اشکالی دارد؟!! بگذارید برادرش را ببوسد...؛ گفتند شما اصرار نکنید نمیشود...! «این شهید سر ندارد»
@akhare_zaman
⛅ ️ أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج ⛅ ️
دیدگاه ها (۳)

قالَ الإمام الکاظم - علیه السلام - : لَیْسَ مِنْ دَواء إلاّ ...

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : کَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ ا...

https://telegram.me/akhare_zaman

شاید آنروز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد، خبر...

ارت های جدید باع باع اسلاید دوم رو حوصلم سر رفته بود و خیلی ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عشق زیر نور ماه پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط