راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن

راز آن چشم سیه، گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان ، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر پرواز در آفاق تو ، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
بارانِ من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی ، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
در واژه ای بفشارم تو و مختصرم کن...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

آنجا که تویی قحطی مرهم بشود حرف کمی نیست !هر ثانیه روح از بد...

"بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم"از کدامین پنجره باید تمن...

بنده عشقمو...#خاصترین

به هرچی توی قلبتونه قسم‌ میدم برای شفای مریضها دعاکنید🙏😭😭😭😭#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط