p19
p19
دیدم یه ناله ی ضعیفی میاد(استغفرالله)
رفتم در اتاق رو باز کردم دیدم به خودش پیچیده
تهیونگ:بورام حالت خوبه؟؟*نزدیکش شد تکونش داد
بورام:بهم دست نزن بدن درد دارم
*کیسه ها رو گذاشت کنار تخت
تهیونگ:من تو خونم کیسه ایی چیزی ندارم میرم قرص برات بیارم
*قرص رو اورد اروم نشوندش قرص رو وو دستش گذاشت یه لیوان اب دستش داد
بورام:*بعد از اینکه خورد دوباره خوابید تو خودش جمع شد
ویو تهیونگ:دیدم دردش خیلی زیاده چاره ایی نداشتم رفتم اروم از پشت بغلش کردم
بورام:داری چیکار میکنی؟؟؟
تهیونگ:هیس بذار کارمو کنم.....
دیدم یه ناله ی ضعیفی میاد(استغفرالله)
رفتم در اتاق رو باز کردم دیدم به خودش پیچیده
تهیونگ:بورام حالت خوبه؟؟*نزدیکش شد تکونش داد
بورام:بهم دست نزن بدن درد دارم
*کیسه ها رو گذاشت کنار تخت
تهیونگ:من تو خونم کیسه ایی چیزی ندارم میرم قرص برات بیارم
*قرص رو اورد اروم نشوندش قرص رو وو دستش گذاشت یه لیوان اب دستش داد
بورام:*بعد از اینکه خورد دوباره خوابید تو خودش جمع شد
ویو تهیونگ:دیدم دردش خیلی زیاده چاره ایی نداشتم رفتم اروم از پشت بغلش کردم
بورام:داری چیکار میکنی؟؟؟
تهیونگ:هیس بذار کارمو کنم.....
- ۴۶۲
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط