عشق یعنی ..

عشق یعنی ..
دختر از روی ناراحتی ..
با مشت های ضریفش روی
سینه ی پسر میکوبه ..
پسر آروم بغلش میکنه ..
دستهاشو میبوسه و میگه :
نزن دیوووونه ..
دستای خودت درد میگیره ..

براے لایڪ ڪردن (purple_heart)دو بار ضربه بزنید روے پست
دیدگاه ها (۱)

انیا بعد کش.تن یک انسان اخ لباسم خو..نی شد میره تو دستشویی ت...

سناریو توکیو ریونجرز

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

سناریو مایکی پارت اخر

برده عمارت جئون

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط