بوسه ات وسوسه ی حسرت لبهای من است

بوسه ات وسوسه ی حسرت لبهای من است

صورتت ماه و همه روشن شبهای من است

همه شب داغی تب چونکه ز پایم انداخت

دست گرم تو طبیب شب و تبهای من است

قبل تو بسته به شب بودم دور از خورشید

بودنت گرمی و زیبایی فردای من است
چشم تو رنگ عسل است ولی خوب بدان
رنگ چشم تو چنان آبی دریای من است
من جهانی به فدای تو چشمان خمارت کردم

گوشهٔ قلب تو را وسعت دنیای من است
همهٔ هستی من عشق تو و قلب تو شد
جز به عشق تو مگر درسر و سودای من است.
دیدگاه ها (۲)

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگی استبازوانت را درآغوشم بگی...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

با تمام شهر جورم با تو جور دیگرمبا همه پر می گشایم با تو تنه...

قسم بہ دفتر شعرم ڪہ دوستت دارم و در تمام غزلها فقط تویے یارم...

سناریو سگ های ولگرد بانگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط