ما دچار فــراموشی زودرس شــده ایـــم !!

ما دچار فــراموشی زودرس شــده ایـــم !!

دیگـــر چیــزی جز خاطراتی کمــرنگ از آن روزهـــا همدم لحظــه های تنهائیــــمان نیست ...




در این شهر دیگر کبودی را نه در آسمـــان ! که به روی بدنهــای جاماندگان از قافله تان باید جست..

  

بغض ِ گلوی ِ نی های ِ سوخته اش ، در غم یاران شکسته



آیا شلمچه میتواند لب های خشکیـــده شقایقها را از یاد ببرد
دیدگاه ها (۴)

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

بی سیم چی، بیسیم بزن !مرد های مرد را بگو بیایند ..بگو نیرو ب...

فَدایی زِیْنَبْ سَلامْ شِنیدَمْ دَرْ آسْمانْ جایَتْ بِهْتَر...

دلتنگے حس عجیبے ست! آنقدر عجیب که نمےدانے چه مےخواهے!؟ دلت ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط