بغض که میکنی ، اسمان دلش میگیرد ، من آوار می شوم بر سر غم
بغض که میکنی ، اسمان دلش میگیرد ، من آوار می شوم بر سر غم ، سکوت که میکنی گوشهایم کر می شونداز این همه صدا ، خیالت نفس می کشد کنارم باد پنجه می کشد بر روح زخم خورده ام توان این تاوان را ندارم ، تاوان عاشقی ، تاوان غرق شدن در عمق چشمانت من در دنیای به این بزرگی ، در دنیای تو غرق شدم و تو کاش غریقی بودی برای تنهایی هایم ...
- ۲.۹k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط