Part 3
دنپایی پشمی را پا کرد و به سمت میز آرایش رفت.
پشتش نشست و کلاه را از سرش در آورد.
بعد از گرفتن آب موهاش سشوار را به برق زد و مشغول خشک کردن موهایش شد.
بعد از کامل خشک شدن موهاش سشوار را جمع و سر جایش گذاشت.
تو کشو های میز دنبال کره بدن گشت.
بعد از چند ثانیه پیدا کرد.
کمی ازش گرفت و به کل بدنش زد.
از جاش بلند شد و به سمت کمدش رفت.
کشو چهارم را باز کرد و نگاهی به شلوار های بلند انداخت.
به نظر میومد شلوار زمستونی باشه کشو را بست و کشو سوم را باز کرد.
کشو سوم پر بود از بلوز های بلند و گرم…
کشو دوم را باز کرد..کلی لباس زیر از برند های مختلف..خودش خجالت کشید.
با خودش گفت:یعنی واقعا اینا رو هم خودش چیده؟
از داخل کشو ست Calvin Klein رو گرفت.
حولش رو در آورد و روی تخت گذاشت.
لباس های زیرش را پوشید.
کشو اول را باز کرد..پر بود از کراپ،نیم تنه،تاپ،شورتک پارچه ای و لی…
یه تاپ زیر نافی به رنگ صورتی که روش پاندا بود را با یه شورتک لیِ سفید گرفت و پوشید.
از جا کفشی کنار کمد یه نیوبالانس سفید برداشت و پاش کرد.
کشمویی که روی دلاور گذاشته بود رو برداشت و از اتاق خارج شد.
همونطور که از پله ها پایین میرفت موهاش رو بست.
آخرین پله هم پایین اومد و نگاهی به خونه انداخت.
ادامه در کامنت ها
پشتش نشست و کلاه را از سرش در آورد.
بعد از گرفتن آب موهاش سشوار را به برق زد و مشغول خشک کردن موهایش شد.
بعد از کامل خشک شدن موهاش سشوار را جمع و سر جایش گذاشت.
تو کشو های میز دنبال کره بدن گشت.
بعد از چند ثانیه پیدا کرد.
کمی ازش گرفت و به کل بدنش زد.
از جاش بلند شد و به سمت کمدش رفت.
کشو چهارم را باز کرد و نگاهی به شلوار های بلند انداخت.
به نظر میومد شلوار زمستونی باشه کشو را بست و کشو سوم را باز کرد.
کشو سوم پر بود از بلوز های بلند و گرم…
کشو دوم را باز کرد..کلی لباس زیر از برند های مختلف..خودش خجالت کشید.
با خودش گفت:یعنی واقعا اینا رو هم خودش چیده؟
از داخل کشو ست Calvin Klein رو گرفت.
حولش رو در آورد و روی تخت گذاشت.
لباس های زیرش را پوشید.
کشو اول را باز کرد..پر بود از کراپ،نیم تنه،تاپ،شورتک پارچه ای و لی…
یه تاپ زیر نافی به رنگ صورتی که روش پاندا بود را با یه شورتک لیِ سفید گرفت و پوشید.
از جا کفشی کنار کمد یه نیوبالانس سفید برداشت و پاش کرد.
کشمویی که روی دلاور گذاشته بود رو برداشت و از اتاق خارج شد.
همونطور که از پله ها پایین میرفت موهاش رو بست.
آخرین پله هم پایین اومد و نگاهی به خونه انداخت.
ادامه در کامنت ها
- ۲.۷k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط