زهرا سه ساله بود که پدرش شهید شد ...

زهرا سه ساله بود که پدرش شهید شد ...
دانشگاه که قبول شد ، همه گفتند : با سهمیه قبول شده !!!
ولی هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد : " بابا " !
یک هفتــــــــــه در تب ســــــــــــــــــــوخت ....
دیدگاه ها (۲)

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

عشق مافیا :)) پارت سه:ات لباس های بعد حمومش رو آماده کرد و ر...

بیوگرافی

سناریو:زخم التیامی/ پارت بیوگرافینیهی بعد میلیارد ها سال پار...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

💗 پارت اول | «بابایی فقط مال منه!»صبح یک روز کاملاً معمولی ب...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط