گمان مـے ڪردم وقتے نبـاشـم

گمان مـے ڪردم وقتے نبـاشـم
دلت مـے گیــرد. . .تنگ ميشود برايم
امـــا دیــدم نه...
بــدون مـن شـــادتــري
شـلوغ تـري
صـدای قهقـه خـنده هـایـت
تا اینجـا هم شنیـده مــے شـود. . .
گـویــــا مـــــــــــــــــــــــن
سـدّ راهـت بـوده ام
مني كه به خاطر تو قيد تمام
عالم و خوشي هايش را زده بودم
ولي...
تــــــــــو دیگـر آزادے
آزادے ات مبـارڪ. . . .
دیدگاه ها (۱۵)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پروانه جان

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

صدای شلیک

صدای ضربه‌ی دیگری به در خورد.ات با ترس گفت:— «من؟ چرا باید د...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط