عشق ممنوعه من

عشق ممنوعه من
پارت ۸
#ارسلان
نیکا امد پیشم
ن. عزیزم کارتت میدی با دوستام میخام برم بیرون
ا. بش عشقم این کارت ۶۶ میلون توشه این کارت ۳۰ میلون
(خانواده ارسلان پولدار هستند ولی خانواده نیکا متوسط )
نیکا کارت هارو گرفت رف منم رفتم خونه
م ا. عه پسرم امدی برو حموم بریم خاستگاری
ا. بش
رفتم حموم لباس هامو پوشیدم عطر زدم موهامو درست کردم ووووووو
پ ا. وایی پسرم خوشگل شدی
م ا. خب بریم دیگ
با محراب مامانم بابام پدربزرگم رفتیم خونه نیکا
نمیدونم حس عجیبی دارم
#نیکا
وقتی رفتم سری کارت ارسلان تمام کردم
رومینا امد پیشم
ر. خب موقع هس ک زنگ بزنم به متین بیاد
ن. فکر خوبیه وسایلم کجاس؟
ر. خونه ما هس
مکالمه نیکا متین
ن. عشقم یک خیر بد
م. سلام چیشده چه اتفاقی افتاده
ن. قراره منو بزور شوهر یک آقایی به اسم ارسلان بدن
م. چیییی خودم میام الان خونتون نمیزارم
ن. بدو عشقم دارم بدبخت میشم
م. امدم تا ۳۰ میل دیگ اونجاعم
ن. فقط سری بیا
م. بش
دیدگاه ها (۹)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

پارت پایانی

فیک تهیونگ

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

فیک تهیونگ

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط