آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوخت

آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوخت
وز شومی شوم نیمهٔ روم بسوخت
بر پای بُدم که شمع را بنشانم
آتش ز سر شمع همه موم بسوخت

....../ سعید
دیدگاه ها (۲)

چه اقبالست این ؛ یارب که جاه و دولت داده‌ای ماراکه در کوی فر...

ای دل در آتشی نهادی ما رادرهای غمو همه گشادی ما رادردا با تو...

وقت خواب آمد عزیزانم شب بخیرخسته اییم، باید بخوابیم هم زبونا...

انتظار خبری نیست مرانه زیاری نه ز دیّاری ، راستی آیا جایی خب...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ آگه نه‌ای که بر دلم از غم چه درد خاس...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط