رماناستاد جذاب من
رمان:استاد جذاب من
پارت:هشتم
داشتم میرفتم مدرسه..تهیونگ با جینا رفته بود😀..داشتم میرفتم که یهو نزدیک بود ماشین بهم بزنه اما تهیونگ از پشتم ظاهر شد و کمکم کرد..
ویو جونگکوک
دیدم ی ماشین میخواد به ا/ت بزنه سریع خواستم بدوئم که بگیرم اما اون تهیونگ.....(سانسور«البته فحشی به ذهنم نمیرسه»)من نمیفهمم چه نسبتی با ا/ت داره که همش تو کـ/ن ا/ت میچرخه..
(ساعت 10 زنگ دوم)
وارد کلاس شدم..حضور غیاب کردم..تهیونگ باز پیش ا/ت نشسته بود..اعصابم خورد بود..برای همین گفتم
جونگکوک:جیمین و تهیونگ جاتون رو با هم عوض کنید
«جیمین بغل ا/ت میشینه و تهیونگ بغل جینا»
ویو جیمین
یوری داشت از حسودی میمرد..اینکه هنوز بعد اون اتفاقی که افتاد دوسم داره خیلی عجیبه..انگار نه انگار باباش فهمیده بعد میگه من هنوز دوستت دارم..از این فکر ها اومدم بیرون..به درس توجه کردم..ا/ت بجای اینکه گوش بده داشت نقاشی میکشید،فکر میکردم شیمی رو دوست داره..پس چرا گوش نمیداد؟
ویو جینا
جینا:تهیونگ؟(اروم)
تهیونگ:بله؟(اروم)
جینا:چرا داداشم باهات مشکل داره؟(اروم)
تهیونگ:(توضیح میده)
جینا:چرا نزاشت پیش ا/ت بشینی؟(اروم)
تهیونگ:حس میکنم ا/ت رو دوست داره(اروم)
جینا:بخاطر ی کمک کوچیک عاشق بشه؟فعععععععک نکنم😂(اروم)
ادامه دارد...
پارت:هشتم
داشتم میرفتم مدرسه..تهیونگ با جینا رفته بود😀..داشتم میرفتم که یهو نزدیک بود ماشین بهم بزنه اما تهیونگ از پشتم ظاهر شد و کمکم کرد..
ویو جونگکوک
دیدم ی ماشین میخواد به ا/ت بزنه سریع خواستم بدوئم که بگیرم اما اون تهیونگ.....(سانسور«البته فحشی به ذهنم نمیرسه»)من نمیفهمم چه نسبتی با ا/ت داره که همش تو کـ/ن ا/ت میچرخه..
(ساعت 10 زنگ دوم)
وارد کلاس شدم..حضور غیاب کردم..تهیونگ باز پیش ا/ت نشسته بود..اعصابم خورد بود..برای همین گفتم
جونگکوک:جیمین و تهیونگ جاتون رو با هم عوض کنید
«جیمین بغل ا/ت میشینه و تهیونگ بغل جینا»
ویو جیمین
یوری داشت از حسودی میمرد..اینکه هنوز بعد اون اتفاقی که افتاد دوسم داره خیلی عجیبه..انگار نه انگار باباش فهمیده بعد میگه من هنوز دوستت دارم..از این فکر ها اومدم بیرون..به درس توجه کردم..ا/ت بجای اینکه گوش بده داشت نقاشی میکشید،فکر میکردم شیمی رو دوست داره..پس چرا گوش نمیداد؟
ویو جینا
جینا:تهیونگ؟(اروم)
تهیونگ:بله؟(اروم)
جینا:چرا داداشم باهات مشکل داره؟(اروم)
تهیونگ:(توضیح میده)
جینا:چرا نزاشت پیش ا/ت بشینی؟(اروم)
تهیونگ:حس میکنم ا/ت رو دوست داره(اروم)
جینا:بخاطر ی کمک کوچیک عاشق بشه؟فعععععععک نکنم😂(اروم)
ادامه دارد...
- ۹.۴k
- ۱۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط