سیاهی دو چشمانت مرا کشت

سیاهی دو چشمانت مرا کشت
درازی دو زلفانت مرا کشت

به قتلم حاجت تیر و کمان نیست
خم ابرو و مژگانت مرا کشت
دیدگاه ها (۲)

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت؛ دوستت دارم ..و می دانم تو میدان...

دل پیش کسی باشد و تن در بر دیگر؛مُردن به از این است که در بن...

گشتم همه جا را پی چشمان پر از شوق تو اما فرسنگ به فرسنگ نبود...

کبوترِ دلمبه هوای گندمِ موهای تو لبِ دیوارِ خیالت مینشیند .....

آن نه عشقست که از دل به دهان می‌آیدوان نه عاشق که ز معشوق به...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط