واکنش پاسدار شهید مدافع حرم محمد حسین سراجی به غیبت

واکنش پاسدار شهید مدافع حرم محمد حسین سراجی به غیبت
با حسین آقا رفتیم پایگاه مقاومت مسجد محله ، هوای قم اون سال سوز عجیبی داشت ، گفتم حسین بیرون نباشیم بریم بریم تو اتاق،

رفتیم تو، دو نفر از بچه های پایگاه شروع به غیبت کردند ،

دیدم حسین سرش پایینه و سریع رفت بیرون ،

رفتم دنبالش گفتم چی شد ؟

هوا سرده بیا تو ، گفت : هوای سرد رو ترجیح میدم به گرمای اونجا ، اون شب اینقد بیرون وایساد که وقتی دست زدم به دستاش سرد و خشک شده بودن ، گفتم حسین برو خونه ، مثه همیشه لبخندی زد و گفت نه بابا ، بادمجون بم آفت نداره .
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

شهید عماد مغنیه ؛ شکارچی ارتش تروریست آمریکاعماد از همان ابت...

خاطره ای از شهید احمد علی نیری جلسه امتحان یا نماز اول وقت ؟...

شهید امیر سیاوشیصفات بارز اخلاقی : مهربان، شوخ طبع، صبور، خن...

روزی جنگ به وسیله:توپ ، تانک ، بمب ، اسلحه ، موشک ، و آتش بو...

فیک بازی با عشق پارت ۲ بچه ها لایک نخورد ولی میزارم چون دوست...

عشق مافیا

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾p/2رفتم پیشش و نشستم _خب مستر جئون میخوای بگی تا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط