بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت دوم :
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَ تُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ -به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال وجانهايتان در راه خدا جهاد كنيد؛ اين براى شما از هر چيز بهتر است اگر بدانيد!(سوره صف آیه 10و 11)
پس، ایمان به خدا و رسولش (ص) و جهاد تلاش دشمن ستیز در راه خدا، نوعی تجارت است و سودی دارد که آن رهایی از آتش است و بالتبع ایمان و جهاد دیگری هم وجود دارد که زیانبار است و دستاوردش آتش است.
بنابراین،اصل این که دنیا دار تجارت است وهمگان تاجرند، و همه چیز و همه کار تجارت است،یک امر جبری است؛ اما گاهی این که انسان چه تجارتی وبا کی انجام دهد،اختیاری میباشد.
تجارت، بر چهار اصل استوار است :
امروزه علم اقتصاد و بازرگانی و تجارت پیشرفت کرده است و اصول تجارت به صورت علمی تدوین شده است، اما جالب آن که یک عوام در چند هزار سال پیش نیز می دانست که تجارت بر چهار اصل استوار است که عبارتند از: فروشنده - کالا - قیمت و خریدار.
همه چیز گران است : قیمت یک نان و یا یک جفت کفش چقدر است؟ آیا نان 3 هزار تومان و کفش 150 هزار تومان؟! خیر، بلکه قیمت ریالی روز، به اضافه عمری که جهت این مقدار درآمد صرف شده، و زمان و عمری که جهت خرید صرف می شود و ...؛ حتی برخی دین و ایمان و دنیا و آخرت خود را نیز در ازای یک لقمه نان و یا یک جفت کفش میدهند. پس نه تنها هیچ چیزی مجانی به انسان داده نمیشود، بلکه همه چیز خیلی گران تمام می شود، چه بخواهیم و چه نخواهیم. حتی اگر کسی بگوید: من اکنون درحال عبادت و نماز واجب صبح هستم، نه مشغول تجارت، باید دقت کند که نه تنها ده دقیقه از عمر شریف خود را سرمایه گذاری کرده است، بلکه خواب راحت به وقت اذان، بسیاری از خواستها و امکانات دیگر را نیز هزینه کرده است، تا در دنیا و آخرت سودی به دست آورد.
معاملهگری خداوند سبحان : در این بازاری که خداوند سبحان خود گشوده است، خودش هم وارد معامله می شود؛ اما به چه صورت؟!
میفرماید: بنده من! تو هیچ نداری، در اصلِ وجودت هم فقیر و نیازمند به من بودی و هستی؛ دنیا هم که مال من است و نه مال تو؛ اما من، رحمان وجود بخش و وهاب بسیار بخشنده و هدیه دهنده هستم؛ پس سرمایه اولیه را خودم به تو داده و میدهم؛ راه و رسم تجارتهای سودمند و باید و نبایدهای هر تجارتی را نیز خودم به تو آموزش میدهم؛ پس تو به کار و کسب مشغول شو و بدان که اگر درست تجارت کنی، خودم مشتری تو هستم و آن چه به تو موهبت کردم.(ادامه دارد...)
قسمت دوم :
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَ تُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ -به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال وجانهايتان در راه خدا جهاد كنيد؛ اين براى شما از هر چيز بهتر است اگر بدانيد!(سوره صف آیه 10و 11)
پس، ایمان به خدا و رسولش (ص) و جهاد تلاش دشمن ستیز در راه خدا، نوعی تجارت است و سودی دارد که آن رهایی از آتش است و بالتبع ایمان و جهاد دیگری هم وجود دارد که زیانبار است و دستاوردش آتش است.
بنابراین،اصل این که دنیا دار تجارت است وهمگان تاجرند، و همه چیز و همه کار تجارت است،یک امر جبری است؛ اما گاهی این که انسان چه تجارتی وبا کی انجام دهد،اختیاری میباشد.
تجارت، بر چهار اصل استوار است :
امروزه علم اقتصاد و بازرگانی و تجارت پیشرفت کرده است و اصول تجارت به صورت علمی تدوین شده است، اما جالب آن که یک عوام در چند هزار سال پیش نیز می دانست که تجارت بر چهار اصل استوار است که عبارتند از: فروشنده - کالا - قیمت و خریدار.
همه چیز گران است : قیمت یک نان و یا یک جفت کفش چقدر است؟ آیا نان 3 هزار تومان و کفش 150 هزار تومان؟! خیر، بلکه قیمت ریالی روز، به اضافه عمری که جهت این مقدار درآمد صرف شده، و زمان و عمری که جهت خرید صرف می شود و ...؛ حتی برخی دین و ایمان و دنیا و آخرت خود را نیز در ازای یک لقمه نان و یا یک جفت کفش میدهند. پس نه تنها هیچ چیزی مجانی به انسان داده نمیشود، بلکه همه چیز خیلی گران تمام می شود، چه بخواهیم و چه نخواهیم. حتی اگر کسی بگوید: من اکنون درحال عبادت و نماز واجب صبح هستم، نه مشغول تجارت، باید دقت کند که نه تنها ده دقیقه از عمر شریف خود را سرمایه گذاری کرده است، بلکه خواب راحت به وقت اذان، بسیاری از خواستها و امکانات دیگر را نیز هزینه کرده است، تا در دنیا و آخرت سودی به دست آورد.
معاملهگری خداوند سبحان : در این بازاری که خداوند سبحان خود گشوده است، خودش هم وارد معامله می شود؛ اما به چه صورت؟!
میفرماید: بنده من! تو هیچ نداری، در اصلِ وجودت هم فقیر و نیازمند به من بودی و هستی؛ دنیا هم که مال من است و نه مال تو؛ اما من، رحمان وجود بخش و وهاب بسیار بخشنده و هدیه دهنده هستم؛ پس سرمایه اولیه را خودم به تو داده و میدهم؛ راه و رسم تجارتهای سودمند و باید و نبایدهای هر تجارتی را نیز خودم به تو آموزش میدهم؛ پس تو به کار و کسب مشغول شو و بدان که اگر درست تجارت کنی، خودم مشتری تو هستم و آن چه به تو موهبت کردم.(ادامه دارد...)
- ۸۸
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط