وقتی تو نیستی ...

وقتی تو نیستی ...
شادی کلام نامفهومی ست !

و " دوستت می‌ دارم " رازی‌ ست ،
که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند !
و مـــَـن چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ،
به تو معتادند ...
 

خونه،عطر ترا دارد تمام خانه بانویم بهانه ترا گرفته..عزیز دلم..فدای دل تنگ تو بشم..همه کسم بد دووستت دارم.
بند بند انگشتات رو میبوسم عمرم
دیدگاه ها (۲)

می ایم..چشمهایت را ببینم.همان که هزاران حرف نگفته دارد..همان...

حالا...

دیدنت از دور هم به من جان میدهدوای فدای چشمهای روشنتالهی قرب...

تمام منهمه کسمتمام وجودم..میروم ده بزرگ..نگران نباش هستی من...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط