فڪرَش را بڪن

فڪرَش را بڪن
چه مرگ قشنگی مےتواند باشد!
تو از ڪوچه مرا صدا بزنے
و من از شدت ِ شوق
در و پنجره را با هم قاطے ڪنم!
دیدگاه ها (۵)

کاش میشداز علاقه هم :عکس گرفت ...تا ببینی وقتی به تو فکر می ...

سازِ ناکوکِ خودت ساز نکناخم نکن، قهرنباش،ناز نکندست بر رویِ ...

آرزوهـایـت را ڪـــــــــنار نــگـذار ،دنیــــا بالاخــــره م...

خیره به انتهای کوچه ی انتظار چشم می دوزمهر روز آراسته تر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط