انقدر از اسمی که پریسا برای فرزندمان انتخاب کرده بود اح
انقدر از اسمی که پریسا برای فرزندمان انتخاب کرده بود احساس امنیت کردم که با خودم گفتم اگر به شهرمان برنگردم چیزی از دست نداده ام پریسا جایگزین خانواده نداشته ام میشود
دست پریسا را گرفتم و محکم فشار دادم و بوسیدم که ناگهان در کسری از ثانیه ان لبخند و عشق و لطافت پریسا تغییر کرد و با عصبانیت گفت اگر میدونستم اینقدر چشم ناپاکی سوار نمیشدم نگهدار... .در بعضی از کشور ها گواهی تاکسی گرفتن از دکترا گرفتن سخت تر است در ایران هر حیوان ی میتواند راننده تاکسی شود ... تا ان روز اینقدر پرسا را بر سر غیرت ندیده بودم
رگ کوردیش فوران کرده بود از ان لطافت و محبت خبری نبود چنان با صدای بلند داد زد نگهدار من ترسیدم وای به حال راننده که دستش لرزید و در حال پارک کردن با یک موتوری تصادف کرد از تاکسی پباده شدیم در میان جمع چنان سیلی به گوش راننده تاکسی زد و گفت کورد نیستم اگر گواهینامه تو را باطل نکنم....
که من با تمام وجودم ترسبدم ان راننده که جای خود . پلاک ماشین را برداشت و مخصوص با ته لحجه کوردی به راننده گفت اسم نحست چیه ؟ حرام لقمه ؟ ...
راننده غافلگیر از سیلی که خورده در شوک کامل اسمش را گفت و پریسا با پشت دست در دهانش زد
موتوری موتورش را فراموش کرده بود همه با حیرت به ما نگاه میکردند در سکوت کامل ...وقتی پریسا سیلی دوم را زد چندتا دختر تی نی جر صوت و کف زدند ...
از زیر کمربندم چاقو را برداشته بودم و منتظر که اگر راننده غلط زیادی کرد جوابش را بدهم ولی پریسا نگاهم کرد و خندید و گفت عزیزم بریم دیر شد ...
دست پریسا را گرفتم و محکم فشار دادم و بوسیدم که ناگهان در کسری از ثانیه ان لبخند و عشق و لطافت پریسا تغییر کرد و با عصبانیت گفت اگر میدونستم اینقدر چشم ناپاکی سوار نمیشدم نگهدار... .در بعضی از کشور ها گواهی تاکسی گرفتن از دکترا گرفتن سخت تر است در ایران هر حیوان ی میتواند راننده تاکسی شود ... تا ان روز اینقدر پرسا را بر سر غیرت ندیده بودم
رگ کوردیش فوران کرده بود از ان لطافت و محبت خبری نبود چنان با صدای بلند داد زد نگهدار من ترسیدم وای به حال راننده که دستش لرزید و در حال پارک کردن با یک موتوری تصادف کرد از تاکسی پباده شدیم در میان جمع چنان سیلی به گوش راننده تاکسی زد و گفت کورد نیستم اگر گواهینامه تو را باطل نکنم....
که من با تمام وجودم ترسبدم ان راننده که جای خود . پلاک ماشین را برداشت و مخصوص با ته لحجه کوردی به راننده گفت اسم نحست چیه ؟ حرام لقمه ؟ ...
راننده غافلگیر از سیلی که خورده در شوک کامل اسمش را گفت و پریسا با پشت دست در دهانش زد
موتوری موتورش را فراموش کرده بود همه با حیرت به ما نگاه میکردند در سکوت کامل ...وقتی پریسا سیلی دوم را زد چندتا دختر تی نی جر صوت و کف زدند ...
از زیر کمربندم چاقو را برداشته بودم و منتظر که اگر راننده غلط زیادی کرد جوابش را بدهم ولی پریسا نگاهم کرد و خندید و گفت عزیزم بریم دیر شد ...
- ۵۰۲
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط