....کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تاهر وقت از سردلتنگی ب

....کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تاهر وقت از سردلتنگی به رویش دست میکشیدم تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی!!!
دیدگاه ها (۶۰)

My best friend

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

🎂💜 تولدت مبارک جیمینِ عزیزم 🥹✨امروز روزیه که یکی از قشنگ‌تری...

در روزگاری که همه‌چیز با پول و منفعت سنجیده می‌شود، عشق مزاح...

.#حکایت_آموزنده روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگو...

سلام حضرت نجات ، مهدی جانصبحت بخیر امید ما ، آرزوی ما ...صبح...

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

آن پیچکهای یاغی

سلام حضرت نجات ، مهدی جانصبحت بخیر امید ما ، آرزوی ما ...صبح...

سلام حضرت نجات ، مهدی جانصبحت بخیر امید ما ، آرزوی ما ...صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط