عاشقانه های پاک

عاشقانه های پاک


قسمت شصت و چهار




برای هر نماز با پنبه و استون می افتاد ب جان ناخن هایش ....
بعد از وضو دوباره لاک میزد و صبر میکرد تا نماز بعدی ...
وقتی هم ک توی کوچه میرفت ...ایوب منتظرش میماند تا خوب لاک هایش را پاک کند...



بالاخره خودش خسته شد و لاک را گذاشت کنار بقیه یادگاری ها....
توی خیابان ،ایوب خانم ها را ب هدی نشان میداد "از کدام بیشتر خوشت می اید؟"
هدی به دختر های چادری اشاره میکرد و ایوب محکم هدی را میبوسید.....

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های پاکقسمت شصت و پنجبرای هدی جشن عبادت مفصلی گرفتیم...

عاشقانه های پاکقسمت شصت و ششاز استاد تا باغبان دانشگاه ایوب ...

عاشقانه های پاکقسمت شصت و سهایوب فقط گفت چشمم روشن....و هدی ...

عاشقانه های پاکقسمت شصت و دوبرایم پارچه اورده بود و لوازم ار...

پارت ۳۳ (بازم هشدار👁🫵)ساسکه تقریبا زیپ ژاکت ناروتو را کامل پ...

'رز آبی'پسر‌ با چشم هایی که از اشک های نریخته برق‌ میزد به د...

پارت ۲۷سرمای دیوار از پشت به کتف و سرش وارد میشد و از جلو تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط