پارت پنج

پارت پنج

+ الویا بهتر نیست دهنتو ببندی > چرا خب + فقط خفه شو 🤫 . داری زندگینامه منو واسه ارن تعریف میکنی . لی لی چرا سوپ کرفس برام آوردی🤔 $ من گفتم غذا مورد علاقتون رو براتون بیارن + اونو وقتی پنج سالم بود دوست داشتم 😐 $ واقعا . + بله 🙄 . لی لی حالا میتونی اینو ببری . الویا تو به شاه گفتی من سوپ کرفس دوست داشتم > آره چی میشه مگه ؟ + میشه دیگه از گذشته نکبتی من به کسی نگی ؟ > باشه بابا هِ & دیانا دیانا + چی شده ؟ & دیانا باورت نمیشه چی شد من و هوسوک با ارن حرف زدیم سه روز دیگه ازدواج میکنیم + خیلی خوشحال شدم امیدوارم خوش بخت بشین . > کی قراره خوش بخت بشه ؟ + الویا وسط شهر سرتو میزنم > باشه بابا من رفتم + گورتو زود تر گم کن . > آه آه آه حق با شماست ملکه جسیکا همیشه تهدید آمیز رفتار میکنه خیلی ترسناکه من خواهرمو میشناسم ی بار وقتی چهار سالش بود دامن پیرهنش رو گاز گرفت ایح ایححح ایح + اِهم اهم الویا کمی سکوت اختیار کن ! ^ عزیزم تو واقعا دامنتو گاز گرفتی ؟ + ببین من بچه بودم هیچی سرم نمیشد نمیشه به روم نیارید . ایح ایح جسیکا باورت نمیشه الویا وقتی پنج سالش بود رفتیم بالا > نگو اونو آبروم میره + داشتم میگفتم رفتیم بالا تپه یهو خودشو خیس کرد > اِهم دیانا میشه درمورد گذشته خرابمون حرف نزنیم # خخخخخ واقعا + باشه بیا دیگه راجبش حرف نزنیم 😏 . سه روز بعد . دارارارارام . شما شاهزاده پارک هوسوک ... × بله قبول میکنم شما دوشیزه کنا ادوارد ... & قبول میکنم . هفت ماه بعد . & ایده از قلعه بیرون اومدن خوب بود هی دیانا اونجا رو نگاه کن فکر کنم + اونا سه تا انگلیسی اعصبانی ان . اون همسر شاهزاده آمریکاس بهشون حمله کنید . + بدو باید فرار کنیم ، کالسکه چی رو کشتن حالا چطوری بریم صبر کن اسب رو از کالسکه جدا کنم بدو سوار شو . & اَه به اسب تیر زدن + پیاده شو باید پیاده بریم ،، اِه دیانا فکر کنم دارم زایمان میکنم + چی الان چرا نمیشه اوف . خانما راه فراری نیست + در همون لحظه نمیدونم چم شد دامنمو زدم بالا (کنا جان خواهرم چشما درویش زشته ) شمشیرم رو در آوردم و کشتمش & ددیانا تو کشتیش + میدونم مجبور بودم بدو & دو نفر دیگه هنوز پشت سرمونن + اونارو دیگه باید با کتک حل کنم & چی کتک ؟ . یهو تو کله ای زد با ارنج زد تو صورتش با زانو زد تو شکمش بعدی هم به همین روال املت شد + ببینم تو هنوز داری زایمان میکنی & بله متاسفانه 🙄🥵 باید پیاده بریم تا ی خونه پیدا کنیم (کمی بعد ) آ پیدا کردیم بیا بریم توی این خونه ‌ . تق تق . بله + خانم دوستم داره زایمان میکنه حالش خوب نیست میشه بیایم داخل .البته بیاین داخل + خب حالا فشار بده & نه نمیشه من بدون شوهرم زایمان نمیکنم من وقتی بچه بودم همچین تصویری از زایمانم نداشتم + بی خیال & نامه بنویس براش نامه بنویس + باشه خب بگو & هوسوک بدو بدو بدو دارم زایمان میکنم بیا دیگه اگه بدون تو زایمان کنم دیانا باید بهم قول بده وسط شهر منو بکشه + واقعا میخوای اینو بهش بگی موقع زایمانت هم مسخره ای & بدو بیا دیگه مردک . * شاهزاده هوسوک براتون نامه اومده × بده ببینم نگاش کن هرچی فحش پیدا کرده بهم داده ^ چی شده حالا ؟ × داره زایمان میکنه ^ چرا وایستادی بدو بریم د بدو
دیدگاه ها (۱)

پارت۲

بیاین پایین کارتون دارم

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

زبون آدم حالیت نمیشه تو؟ نگفتم که اگه (پستم ایرادی داشت بهم ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 24یک هفته بعد، وسایل سفر آماده شده ب...

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط