⚜ ⚜ ⚜

⚜ ⚜ ⚜

صبا ز طره یِ جانان من چه می‌خواهی
ز روزگار پریشان من چه می‌خواهی؟

دلم ببردی و گویی که جان بیار ای دوست
به حیرتم که تو از جان من چه می‌خواهی؟

دوباره آمدی ای سیل غم‌، نمی‌دانم
دگر ز کلبه یِ ویران من چه می‌خواهی؟

جز آشیانه یِ بلبل گلی به شاخ نماند
صبا دگر ز گلستان من چه می‌خواهی؟

کمال یافت نهالت ز آب چشم «‌بهار»
جز اینقدر، گل خندان من چه می‌خواهی‌؟
دیدگاه ها (۱)

دوبار آمدی...ای سیل غم...نمی دانم دگر ز کلبه ی ویران من چه م...

❄ احکام اتاق خـ😍 ـواب❄ :🔱 🔱 🔱 🔱 🔱 🔱 💔 #تجربه_ی_رایگان 💔 #قس...

ای لب لعلت شکرستان من!وی دهنت چشمهٔ حیوان من!تا سر زلف تو ند...

"من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند"عشق را در خانه ی دل خو...

نوشته خودم... نظرتون چیه؟مهر آغوش تورا، دوست میدارم بدان نوا...

گذشت موسم غم فصل وصل یار رسیدنوای دلکش بلبل به نوبهار رسیدسح...

‍ جان آقام ( عج ) . . .یوسف گم گشته بار آید به کنعان"پس چه و...

زين وداع آتشين ، کز شهر قرآن مي‌کنيآستان وحي را ، بي تاب و ح...

مرا درد و مرا درمان حسین(ع) اســتمـرا اول مـــــــرا پایان ح...

جان پرورم گهی که تو جانان من شویجاوید زنده مانم اگر جان من ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط