به عکست نگاه میکنم

به عکست نگاه میکنم
با خود میگویم
نقاش انگشت های تو را اگر پیدا می‌کردم
مجسمه سازی که لب های مورب تو را ساخته بود
شاعری که چشم هایت را غزل کرده بود
معماری که برآمدگیهای اندامت را تراشیده بود
اگر یافته بودم این‌ها را - ای زیبای سال‌های دور -
باز هم بی‌فایده بود.
باز هم از دیدنت ، لال می‌شدم..
لام تا کام!
دیدگاه ها (۳)

پارت پانزدهم بعد از ظهر، وقتی بالاخره فشردگی کارهای روزانه ک...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخربخش۲

دیدنت یعنیهزار بار فکر کردن به اینکه چگونه بگویم:سلام!و به و...

دیدنت یعنیهزار بار فکر کردن به اینکه چگونه بگویم:سلام!و به و...

رنجم به جان رسید وبه ساغرنمی رسماز چشم تو به یک می بهتر نمی ...

✍🏾موج‌ها نُت می‌خوانند برای انگشت‌هایت،و باد، سیم‌های گیتارت...

...ابروانت خنجری گـردید و قلبم را شکستاین‌چه رسمی بود آوردی‌...

می‌جویمت به نام و نشانی که نیستی دیرآشنای من ، تو همانی، که ...

تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چه مثل یک ماهوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط