تمـامـِ ايـن فـاصلـه‌هـا

تمـامـِ ايـن فـاصلـه‌هـا

تمـامـ ِ ايـن تنهـايـي‌هـا

تمـامـ ِ نـداشتـن‌هـايـت

اي کـاش ،‌ خـوابـي بـودنـد ، شبيـه ِ خـواب ِ دمـ ِ صبـح ، مـي‌آمـدي

بـا دستـان ِ شبيـه اطلسـي‌ات ، بيـدارمـ مـي‌کـردي ، مـي‌گفتـي :

جـان ِ دلمـ ‌، صبـح شـده اسـت .

و مـن ، بـه بهـانـة رهـانيـدنمـ از خـوابـي سخـت

در آغـوش مـي‌کشيـدمـت ... امـا حيـف‌ تـو نيستـي

و مـن بـه واقعـي تـريـن شکـل ِ ممکـن

اسيـر کـابـوس ِ نـداشتـن‌ات شـده امـ

تنهـايِ تنهـايِ تنهـا
دیدگاه ها (۷)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

{استاد جدید} پارت سوم... صبح، ات با عجله خودش را به دانشگاه ...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۹«قولی برای همیشه»سه ماه گذشته بود.بر...

......//برده ی زیبا//......

dark life = ۳۷

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط